سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
شروعی بر ادامه زندگیTakvin

جان روشن اثر الین سنت جیمز .... قسمت 3

 

 

از اشیای اضافی که جمع کرده اید دل بکنید !

اگر بدانید که فقط نیم ساعت وفت دارید تا قبل از رسیدن آتش خانه تان را تخلیه کنید ، چه چیزهایی را بر می دارید ؟ مطمئنا اشیا با ارزش را !

بقیه چیزهایی که دور و بر خود جمع کرده اید با ارزش و لازم نیستند بلکه فقط دلبستگی های شما هستند همین !

سعی کنید از دلبستگی به انبوه اشیای بی ارزش دل بکنید و روح خود را آزاد کنید .

 

یادتان باشدکه این شما هستیدکه به اشیا ارزش می دهید نه آنها به شما !

اشیا به خودی خود هیچ ارزشی ندارند .

پس از دلبستگی به انبوه اشیای بی ارزش دست بکشید و دور و برتان را خلوت کنید . فقط آنچه را لازم و ضروری است نگهدارید .

 

نا دیده انگاشتن اهانت شیوه ای مؤثر برای فرونرفتن در انرژی منفی دیگران است .

 

به آنچه واقعا دلتان می خواهد بپردازید و به هر آنچه شما را از اهدافتان باز می دارد « نه » بگویید .

 

اگر احساس خود را صمیمانه با مردم در میان بگذارید ، آنراخواهند پذیرفت حتی اگر رد پیشنهادی باشد .

 

بر خلاف جریان آب شنا نکنید .فرایند رشد غالبا یک گام به پیش و یک گام به پس است . در مسیر رودخانه شناور باشید .

 

نظم و انصباط را در زندگی حاکم کنید ، شاید یک مهلت یک ماهه جهت حذف عادات نکوهیده مناسب باشد .

 

مثبت اندیش باشید و نه منفی گرا . نگذارید مسائل پیش پا افتاده شما را از اهداف کلی تان باز دارند .

 

 

آیا کاری مهمتر از قضاوت کردن دربازه دیگران وجود ندارد ؟ همه ما در حرکتیم و هیچکس برتر از دیگری نیست مگر در تقوا که آن هم خدا می داند نه ما !

سعی کنید کارهای مهمتری از قضاوت انجام دهید .



  • کلمات کلیدی : کتاب جان روشن اثر الین سنت جیمز .... قسمت 3
  • نوشته شده در شنبه 88/10/19ساعت 11:23 صبح توسط تکوین
    نظرات دیگران()

    جان روشن اثر الین سنت جیمز .... قسمت 2

     

     

    از دیگران کمک بگیربد اما از افرادی که مصرانه میخواهند به شما کمک کنند دوری کنید .

     

    دنبال لذات جدید اما نه عامه پسند باشید . لذات عامه پسند انرژی فعال شما را می مکند .

     

    زندگی کنونی شما حاصل تصورات گذشته شماست . سعی کنید اندیشه های مثبت و امیدوار کننده کنید .

     

    اگر دوستانی دارید که از همان زوایای تاریک پیشین به زندگی می نگرند ، و شما را می آزارند سعی کنید آنها را ببخشید و خودتان را حتی ، اگر اشتباهی داشته اید یا ناآگاهانه به راه آنها می روید ! آنها را با لبخندی رها کرده به راه روشن جدیدتان ادامه دهید .

     

    کتاب خوب آموزگار خوب است . سعی کنید به کتابها هم وابسته نشوید زیرا آنها به جای شما زندگی نمی کنند !

     

    نگذارید کسانی که سررشته ای در زمینه رشد درون ندارند با گفتارشان مأیوستان کنند . لبخندی زده و بگذرید !

     

    بی هدف پیش نروید . برنامه روزانه قابل انعطافی برای همگام شدن با رشد درونتان داشته باشید و سعی کنید به آن هم وابسته نشوید .

     

    روزتان را هر شب ارزیابی کنید . ببینید چه کارهایی کرده اید که می بایست نکنید و چه پیشرفتی داشته اید .

     

    بیشتر از گذشته لبخند بزنید . نگذارید ناراحتی بر شما مسلط شوند .

     

    شنیدن اخبار حوادث ناراحت کننده را به حداقل برسانید چون این اخبار انرژی عاطفی و روانی شما را تحلیل می برند .

     

    هر چند وقت یکبار در باورهایتان کنکاش کنید و آنها را زیرو رو کنید و باورهای تازه ای را جایگزین آنها کنید .

     

    تفکر پیش از تنش و عدم وابستگی را تمرین کنید.

     

    آنچه را به هر دلیی می ترسید ، انجامش دهید زیرا شما فقط برای همین به دنیا آمده اید که آرزوهای خود را محقق کنید .

     

    اگر از مرگ و مردن می هراسید ، مردن را با صداقت و به منظور کشف پدیده مرگ تمرین کنید . بدون ترس از مرگ زندگی چقدر شیرین می شد !

     



  • کلمات کلیدی : کتاب جان روشن اثر الین سنت جیمز .... قسمت 2
  • نوشته شده در شنبه 88/10/19ساعت 11:22 صبح توسط تکوین
    نظرات دیگران()

      معرفی کتاب جان روشن - اثر الین سنت جیمز - ترجمه گیتی خوشدل

    مطالب زیر از کتاب جان روشن اثر الین سنت جیمز ترجمه گیتی خوشدل اقتباس شده است .

    این کتاب می کوشد که شما را از نوعی زندگی ماشینی که این روزها معمولا سراسر همه چیز ما را در برگرفته است جدا کرده و به نوعی جان روشن و زندگی جدا از تکرار رهنمون گردد .

     

    شاید آنچه به صورت خلاصه شده در پی می آید نتواند مقاصد اصلی نویسنده را آشکار نماید ، برای همین خواندن این کتاب را به همه دوستان که قصد ایجاد فضای باز در زندگی ماشینی خود را دارند توصیه میکنم .

    توجه : در تلخیص مطالب ممکن است کلمات به گونه ای تغییر یافته باشد که منظور را بهتر منتقل کند ، که شما بزرگواران بر ما خواهید بخشید .

     

    جان روشن اثر الین سنت جیمز .... قسمت 1

     

     زندگی خود را ساده تر از آنچه هست کنید تا به آرامش برسید .

     

     در زندگی خود زیبایی بیافرینید یعنی فضاهای خالی جهت رسیدن به امورات معنوی خود لحاظ کنید .

     

    کمی از هیاهوی بیرون بکاهید و از سکوت و اسرار ناگفته اش لذت ببرید .

     

    از شتاب خویشتن بکاهید . انجام عجولانه کارها در واقع از سر گرفتن آنهاست .

     

    پیش و پس از انجام هر کاری منافع آن را درک کرده و از آن لذت روحانی ببرید.

     

    اموری را که وجدانا مایل به انجامشان نیستیم اما همچنان هم ول کن آنها نیستیم  ؛ فورا رها کنید تا شما را بیشتر از این به بند نکشیده اند .

     

    سرنوشت هر کس در دست خود اوست . اگر ناراضی هستید کس دیگری را سرزنش نکنید .

     

    از دیگران نخواهید که در مسیر رشدتان همراه شما شوند . تنها امیدوار باشید که شما را با تغییرات جدیدتان بپذیرند .

     

    ندای درونتان ، اگر شنوا شوید به شما می گوید دقیقا باید چه کار کنید .

     

    فکر نکنید تنها راه برحق راه شماست . هر راه رشدی میتواند به اندازه خود برحق باشد .

     

    برای رشد بهتر افرادی که اهدافی شبیه شما دارند را شناسایی و با آنها رابطه برقرار کنید .

  • کلمات کلیدی : کتاب جان روشن- اثر الین سنت جیمز - ترجمه گیتی خوشدل
  • نوشته شده در شنبه 88/10/19ساعت 11:19 صبح توسط تکوین
    نظرات دیگران()

    تعریفی از یک اصطلاح .....« تقریبا تمام شده

     

    لوس آنجلس جایی است که افراد زیادی را که در رؤیای نوشتن یک فیلمنامه موفق و فروش آن به یکی از استودیوهای اطراف آن هستند ، از سراسر آمریکا به سوی خود میکشاند.

    آنها به نقل مکان می کنند و در حالیکه در رؤیای نوشتن و فروختن یک فیلمنامه پرطرفدار به سر می برند سالهای عمر خود را تلف می کنند .

    اخیرا نشریه لوس آنجلس تایمز ، گزارشگری را به بلوار ویلشایر فرستاد تا با رهگذران مصاحبه کند . وقتی مردم به او می رسیدند ، از آنها یک سؤال می پرسید : کار فیلمنامه تان به کجا رسیده است ؟

    از هر چهار نفر عابر سه نفر پاسخ می دادند که : « تقریبا تمام شده

    حقیقت غم انگیز اینجاست که « تقریبا تمام شده !» احتمالا به این معناست که « هنوز شروع نشده !»

    نگذارید که این اتفاق برای شما هم بیفتد .وقت را از دست ندهید و بهر حال هرچه سریعتر شروع کنید . وقتی که می نشینید و همه چیز را در پیش رو دارید و آماده کارید ، حالت فردی را به خود بگیرید که عملکردی عالی در پیش دارد . کار را شروع کنید ، در آن شیرجه بزنید و وقتی که شروع کردید به طور مستمر به کارتان ادامه دهید ، و تا آن را به انجام نرسانده اید کوتاه نیایید .

     

    از کتاب « قورباغه را بخور! – نوشته : برایان تریسی – مترجم : تهمینه مظفری ص 86 »



  • کلمات کلیدی : اصطلاح تقریبا تمام شده!
  • نوشته شده در شنبه 88/10/19ساعت 11:14 صبح توسط تکوین
    نظرات دیگران()

    جمع پروانگان -عطار نیشابوری

    هر کس از ظن خود درباره خدا سخن می گوید
    چه کسی واقعا درست و پروردیده سخن می گوید؟
    چرا و به چه دلیلی می گوییم اولیا الهی، به مراتبی از شناخت خدا رسیده اند و در رأس آنان پیامبر اکرم وعلی ع؟
    شعر زیر از عارف به حق، عطار نیشابوری، اشاره به جمع پروانگانی دارد که درباره معشوق سخن می گویند و می خواهند واقعا ببینند او کسیت؟


    جمع پروانگان

    یک شبی پروانگان جمع آمدند                  در مضیفی طالب شمع آمدند
    جمله می گفتند: می باید یکی                 کاو خبر آرد ز مطلوب اندکی
    شد یکی پروانه تا قصری ز دور                  در فضای قصر جست از شمع نور
    بازگشت و دفتر خود بازکرد                       وصف او بر قدر فهم آغاز کرد
    ناقدی کاو داشت در جمع او مهی              گفت: او را نیست از شمع آگهی
    شد یکی دیگر گذشت از نور در                 خویش را بر شمع زد از دور در
    پرزنان در پرتو مطلوب شد                        شمع غالب گشت و او مغلوب شد
    بازگشت او نیز مشتی راز گفت                 از وصال شمع شرحی بازگفت
    ناقدش گفت: این نشان نیست ای عزیز       همچو آن یک، کی نشان داری تو نیز؟
    دیگری برخاست می شد مست مست       پای کوبان بر سر آتش نشست
    دست در کش کرد با آتش به هم              خویشتن گم کرد و با او خوش به هم
    چون گرفت آتش ز سر تا پای او                سرخ شد چون آتشش اعضای او
    ناقد ایشان چو دید او را زدور                   شمع با خود کرده همرنگش ز نور
    گفت: این پروانه در کار است و بس          کس چه داند؟ این خبر دار است وبس
    آن که شد هم بی خبر هم بی اثر           از میان جمله او دارد خبر
    تا نگردی بی خبر از جسم و جان             کی خبر یابی ز جانان یک زمان؟




  • کلمات کلیدی : جمع پروانگان
  • نوشته شده در شنبه 88/10/19ساعت 10:58 صبح توسط تکوین
    نظرات دیگران()

    <      1   2   3   4   5   >>   >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    گرفته بی تو دلم از تمام انسانها....
    مسافر ابدی - شعر
    دو تجربه جالب و عجیب پزشکی
    [عناوین آرشیوشده]