سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
شروعی بر ادامه زندگیTakvin

شعر طنز: جمع آوری دیش ها!

بود فرمان و دیش ها بردند

با خشونت و از جفا بردند

جلوه گر شد اگر رخ دیشی

سر جدا کرده از قفا بردند!

تا عدالت شود یقین حاصل

از فقیران و اغنیا بردند!

دیش ها در مغازه ها پنهان!

دیش های عیان نما بردند!

مجتمع بود و بام او پر دیش

همه را دست بر  قضا بردند

چهره و اخم های هر مأمور

بود بدتر ز ناسزا بردند

بحث نصاب و اشتغال جوان!

رفت با هم چو دیش را بردند

قصه ویدیو شده تکرار

باز ما را به قهقرا بردند

قبله ی دیش ها به هر سو بود

رحم ناکرده ، بی هوا بردند

جرم اگر هست از چه استان ها

پخش خود را در این فضا بردند ؟

دیدن پخش های استانی

گر روا هست پس چرا بردند؟

یا که جرم است و ما خطاکاریم

یا روا بوده، ناروا بردند !

چه کسی پاسخ مرا داند ؟

از که پرسم چرا، کجا بردند ؟

 

شعر از : اصغر شول



  • کلمات کلیدی : شعر طنز : جمع آوری دیش ها !
  • نوشته شده در یکشنبه 90/5/16ساعت 11:26 صبح توسط تکوین
    نظرات دیگران()


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    مسافر ابدی - شعر
    دو تجربه جالب و عجیب پزشکی
    [عناوین آرشیوشده]